شمس الدين محمد كوسج
22
برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )
به ديّان « 1 » دادار و روز سپيد « 2 » * به گردون گردان و تابنده شيد به فرخنده فرّخ مه فوردين « 3 » * به ايوان بزم و به ميدان كين كه گر دل برين كار پركين كنم * مر اين مرد را خاك « 4 » بالين كنم ز خون روى ايران چو دريا كنم * نشست تو را بر ثريا كنم كنون گر بفرمايدم شهريار * نشينم ابر بارهء راهوار « 5 » بسازيم لشكر به ايران شويم * به پيكار آن نرهشيران شويم به پيروز « 6 » بخت رد « 7 » افراسياب * كنم دشت ايران چو درياى آب ستانم ز كيخسرو آن تاج و تخت * نمانم بر « 8 » آن بوم شاخ درخت همه بومشان جمله ويران كنم * كنام پلنگان و شيران كنم چو افراسياب اين شنيد از جوان * دل پير سرگشت ازين « 9 » شادمان بفرمود كآرند ده بدره زر * همان تاج و آن يارهء « 10 » با « 11 » گهر ز ديباى زربفت رومى سه تخت * چنان چون بود درخور نيكبخت دو صد خوبرويان ماچين و چين * [ ز ديبا سراپرده و اسب و زين ] « 12 » [ دو صد بارگير تكاور به زين ] « 13 » * صد استر « 14 » همه بار ديباى چين
--> ( 1 ) . ن : يزدان و . ( 2 ) . ن : سفيد . ( 3 ) . ن : فرودين . ( 4 ) . ن : خشت . ( 5 ) . ن : شاهوار . ( 6 ) . ن : فيروز . ( 7 ) . ن : تو . ( 8 ) . ن : در . ( 9 ) . ن : زان . ( 10 ) . ك : بارهء . ( 11 ) . ن : پر . ( 12 ) . در دستنويس اساس از مصراع اوّل بيت 242 و مصرع دوم بيت 243 يك بيت ساخته شده است و بيت قافيه ندارد ؛ متن : ن ، پ ؛ م : هم از ماهرويان با ناز چين * ز ديباى رومى و اسپ گزين ( 13 ) . متن : ن ؛ « م » به جاى اين بيت دارد : چه از بارگىها بسى تيزرو * چه ( - چو ) بر چرخ گردند بر ماه نو ( 14 ) . ن : اشتر .